صائن الدين على بن تركه
130
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
[ 182 ] و جذّ بسيف العزم سوف فإن تجد * تجد نفسا ، فالنّفس إن جدت جدّت [ 183 ] و أقبل إليها ، و انحها مفلسا ، فقد * وصيت لنصحي إن قبلت وصيّتي [ 184 ] فلم يدن منها موسر باجتهاده ، * و عنها به لم ينأ مؤثر « 1 » عسرة « 2 » تشحيذ حدود عزيمت نموده ، به صوارم عزمة الرّجال ، علايق و عوايق تأميل و تسويل نفس - كه ناشى از تسويف جبلّى و اهمال ذاتى او شده - قطع كن كه اگر در اين ره چست روى و به هيچ چيز باز نمانى و هيچ خارى دامن همّت تو را نگيرد ، هرآينه آن دم ، دم استراحت بيابى و نفس آسايش بزنى كه « عند الصّباح يحمد القوم السّرى » « و « 3 » زاد راهروان چستى است و چالاكى » ؛ ( 22 ب ) پس اگر به نفس خويش باز نمانى و او عايق عزيمت تو نتواند گشت ، هرآينه بختيار و دولتمند نفسى باشد . « 4 » دل اسير عشق شد اقبال وقت من نگر * جان فداى تيغ شد بختبلند او ببين [ 183 ] روى توجّه سوى حضرت معشوق آر و در حالت افلاس قصد بارگاه كرمش كن كه « 5 » [ و ] حمل الزّاد أقبح كلّ شيء * إذا كان الورود على الكريم و اين نكته را به گوش جان تلقّى نماى كه مجموع نصايح من در اين درج است ، اگر گوش نصيحت شنو و هوش پندپذير دارى . به مى سجّاده رنگين كن گرت پير مغان گويد * كه سالك بىخبر باشد « 6 » ز راه و رسم منزلها [ 184 ] چه ، توانگران بازار اعمال هرگز به وسيلهء اجتهاد در تعمير ظاهر و باطن به سعادت قرب فايز نگشتهاند . به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند * كه برو تو خود كه باشى كه درون كعبه آيى و گدايان خرابات فقر و نيستى ، هرگز به واسطهء اجتهاد در ايثار ترك وسايط و اختيار بىچيزى دور نشدهاند . « 7 »
--> ( 1 ) . در اصل : مؤثر . ( 2 ) . ال : عسرتى . ( 3 ) . فر : كه . ( 4 ) . فر : + بيت . ( 5 ) . فر ندارد . ( 6 ) . ال فر نا مل : نبود ؛ اين ضبط مطابق با چاپهاى معتبر ديوان حافظ و متناسب با معنى است . ( 7 ) . فر : + بيت .